close
تبلیغات در اینترنت

ابزار منو ثابت

مهدی (عج)
تبلیغات
[-Text2-]
نویسنده : حسین شیره جونی
تاریخ : چهارشنبه 20 فروردين 1393
نظرات

حضرت زهرا بقيه النبوه وحضرت مهدى بقيه الانبياء وبقيه العترة

الف: حضرت زهرا باقيمانده وادامه ى نبوت است.

حضرت زهرا (عليها السلام) پس از خواندن خطبه ى فدكيه وبازگشت به خانه، سخنانى گفتند. حضرت على (عليه السلام) ايشان را، با اين لقب مورد خطاب قرار دادند: يا ابنه الصفوه وبقيه النبوه.

ب: حضرت مهدى (عجل الله فرجه) باقيمانده وادامه همه انبياى الهي

حضرت حكيمه خاتون در ضمن نقل حديث شب تولد امام زمان (عليه السلام) مى گويد: او را خدمت امام عسكرى (عليه السلام) آوردم؛ پس...فرمود: (سخن بگو اى حجه الله وبقيه الا نبياء ونورالا صفياء وغوث الفقراء وخاتم الا وصياء ونور الا تقياء...؛ پس او (عجل الله فرجه) فرمود: اشهد ان لا اله الاالله و..)

پس مى بينيم كه امام عسكرى (عليه السلام) او را با لقب (بقيه الانبياء) باقيمانده انبياء خطاب كرد.

ج: حضرت مهدى (عجل الله فرجه) باقيمانده برگزيدگان وعترت پيامبر است.

در استغاثه به حضرت مهدى (عجل الله فرجه)، بعد از خواندن دو ركعت نماز مى گوييم: سلام الله الكامل التام الشامل العام... علي... سلاله النبوه وبقيه العتره والصفوه صاحب الزمان.

پس درود خدا را بر كسى كه باقيمانده عترت وصفوت است، مى فرستيم.

د: حضرت مهدى (عجل الله فرجه) سلاله النبوه است.

ملاحظه كرديد كه در دعاى پيشين، بعد از استغاثه به حضرت مهدى (عجل الله فرجه)، درود خدا را بر كسى كه سلاله نبوت است، مى فرستيم.

ه-: حضرت مهدى (عجل الله فرجه) بقية الله است.

روايات زيادى داريم كه امام زمان (عليه السلام) بقية الله است. در ذيل به برخى از آنها اشاره مى كنيم:

1. عمران بن داهر مى گويد: مردى به امام صادق (عليه السلام) عرض كرد: لنسلّم على القائم بامره المؤمنين؟ قال: لا، ذلك اسم سماه الله امير المؤمنين، لا يسمّى به احد قبله ولا بعده الا كافر. قال: فكيف نسلّم عليه؟ قال: تقول السلام عليك يا بقيه الله. ثم قرا (عليه السلام) (بقية الله خير لكم ان كنتم مؤمنين).

سؤال شد: آيا مى توانيم به حضرت قائم (عجل الله فرجه) به عنوان امير المؤمنين درود بفرستيم وبگوييم

(السلام عليك يا امير المؤمنين)

حضرت فرمود: خير، آن اسم خاص اميرمؤمنان على (عليه السلام) است؛ كه خداوند او را به اين نام ناميده است. هرگز كسى را جز او نتوان به اين نام ناميد. هر كس به اين نام ناميده شود؛ چه قبل از امير المؤمنين على (عليه السلام) باشد، چه بعدش، كافر است.

عرض نمود: پس چگونه بر او (عجل الله فرجه) سلام كنيم؟ فرمود: بگو (السلام عليك يا بقيه الله)، سلام بر تو اى باقيمانده خدا. سپس امام صادق (عليه السلام) آيه 86 سوره هود را تلاوت فرمود كه: (باقيمانده الهى بهتر است براى شما، اگر مؤمن باشيد).

2. احمد بن اسحاق، كه از شخصيتهاى معروف قم ووكيل امام عسكرى (عليه السلام) بوده، مى گويد: خدمت امام عسكرى (عليه السلام) رفتم؛ تا از جانشين او وامام بعد از او سؤال كنم. قبل از آنكه من سؤال كنم، امام (عليه السلام) فرمود:

اى احمد بن اسحاق! خداى تبارك وتعالى از روزى كه آدم را آفريد، تا روزى كه قيامت به پا شود، زمين را خالى از حجت نگذاشته ونمى گذارد؛ بلكه همواره حجت خدا در روى زمين خواهد بود؛ كه خداوند به وسيله او بلاها را از زمينيان دفع مى كند وبه بركت او باران مى فرستد وبه خاطر او بركات زمين را خارج مى نمايد.

گفتم: پس امام بعد از شما كيست؟ (امام بدون اينكه جوابى بدهد) با شتاب از جاى برخاسته وداخل اطاقى شدند؛ در هنگام بيرون آمدن كودكى را بر دوش خود آورد، كه صورتش چون ماه شب چهارده بود وتقريباً سه ساله بود؛ آنگاه خطاب به من فرمود: اگر منزلت تو در پيش حضرت احديت وحجتهاى پروردگار نبود، پسرم را به تو نشان نمى دادم.

عرضه داشتم: آيا علامتى هست كه من بيشتر مطمئن شوم ودلم آرامش پذيرد؟ پس ناگهان حجت خدا با زبان فصيح وآشكار فرمود: انا بقية الله فى ارضه والمنتقم من اعدائه ولاتطلب اثرا بعد عينٍ يا احمدبن اسحاق...

(من تنها بازمانده خدا در زمين هستم؛ از دشمنان خدا انتقام مى گيرم. واى احمدبن اسحاق! پس از ديدن، ديگر نشانه نپرس).

تعداد بازدید از این مطلب: 34
موضوعات مرتبط: فاطمیه , مهدویت ,
|
امتیاز مطلب : 5
|
تعداد امتیازدهندگان : 5
|
مجموع امتیاز : 5


نویسنده : حسین شیره جونی
تاریخ : یکشنبه 17 فروردين 1393
نظرات

عن ابى عبد الله (عليه السلام) انه قال: انا انزلنا ه فى ليلة القدر. الليلة فاطمة والقدر الله؛ فمن عرف فاطمة حق معرفتها، فقد ادرك ليله القدر؛ وانما سميت فاطمه، لان الخلق فطموا عن معرفتها.

امام صادق (عليه السلام) فرمودند: (ليله) در (انا انزلناه فى ليله القدر)، فاطمة (عليها السلام) است؛ وقدر، خداوند. پس كسى كه حضرت زهرا (عليها السلام) را آنگونه كه سزاوار است بشناسد شب قدر را درك كرده است؛ وهمانا او را فاطمة ناميدند، چرا كه مردم نمى توانند او را بشناسند.

در ادامه حديث چنين آمده است

اَو مِن معرفتها (الشك من ابى القاسم) يعنى راوى كه روايت را نقل مى كند، شك دارد كه حضرت فرمودند (عن معرفتها) يا فرمود (من معرفتها) وقوله (وما ادراك ما ليلة القدر، ليلة القدر خير من الف شهر) يعنى خير من الف مومن وهى ام المومنين (تنزل الملائكه والروح فيها) والملائكه، المؤمنون الذين يملكون علم آل محمد (صلى الله عليه وآله وسلّم) والروح القدس هى فاطمة (عليها السلام) (باذن ربهم من كل امر، سلام هى حتى مطلع الفجر) يعنى حتى يخرج القائم (عليه السلام).
امام صادق (عليه السلام) مى فرمايد: (ليلة القدر خير من الف شهر) يعنى او بهتر از هزار مؤمن است؛ او مادر مؤمنين است، (تنزل الملائكة (ملائكه نازل مى شوند)) مراد از ملائكه مؤمنان هستند، كه علم آل محمد (صلى الله عليه وآله وسلّم) را فرا مى گيرند ومراد از (الروح القدس)، فاطمة (عليها السلام) است و(حتى مطلع الفجر) يعنى تا زمانى كه قائم (عليه السلام) ظهور كند.

در كتاب تأويل الايات، شرف الدين نجفى روايت ديگرى از امام صادق (عليه السلام) نقل مى كند كه فرمودند:

(ليلة القدر خير من الف شهر) يعنى فاطمه، فى قوله تعالى (تنزل الملائكة والروح فيها)، والملائكه فى هذا الموضع، المؤمنون الذين يملكون علم آل محمد (عليهم السلام) و(الروح)، روح القدس وهى فاطمة (عليها السلام) (من كل امر سلام)، يقول كل امر سلّمه (حتى يطلع الفجر) يعنى حتى يقوم القائم (عليه السلام).

(ليلة) فاطمة است و(ملائكة) مؤمنين هستند، كه علم آل محمد (صلى الله عليه وآله وسلّم) را فرا مى گيرند و(روح)، روح قدس است، كه فاطمة مى باشد (من كل امر سلام) مى گويد: هر امرى كه سالم قرار داده او را (حتى يطلع الفجر) يعنى تا قيام قائم (عليه السلام).

خلقت هستى طفيل هست او

ليله القدر است ومخفى قدر او
 
 چرخ مى چرخد به ميل دست او

شرح ها دارد علوم صدر او.(24)
 

جا دارد كه توضيح مختصرى پيرامون تشبيه حضرت زهرا (عليها السلام) به ليله در اين آيات شريفه بدهيم.

اين تشابه از وجوهى است.

1- مردم، منزلت، عظمت وجايگاه والاى شب قدر را نشناخته اند، وقدر ومنزلت حضرت زهرا (عليها السلام) هم در نزد مردم ناشناخته مانده است علا وه بر اينكه قبر او را هم كسى نمى داند.

2- همان طور كه در شب قدر تفريق بين امور مى شود؛ همچنين به وسيله فاطمة (عليها السلام) بين حق وباطل ومؤمن وكافر فاصله مى افتد.

3- همان طور كه شب قدر ظرف نزول آيات وسوَر است؛ حضرت زهرا (عليها السلام) هم ظرف امامت ومصحف است.

4- شب قدر، معراج انبيا واولياست؛ همچنين ولايت حضرت زهرا (عليها السلام) مرقات وصول انبياست به نبوت، رسالت وعظمت (ما تكاملت النبوة لنبى حتى اقر بفضلها ومحبتها).

5 - شب قدر، منشأ فيوضات وكمالات است؛ همچنين توسل به حضرت زهرا (عليها السلام) وسيله خيرات وبركات ودفع بليات است.

6- شب قدر بهتر است از هزار شب؛ وحضرت زهرا (عليها السلام) بهترين زنان اولين وآخرين است؛ بلكه او بهترين اهل زمين است از جهت عنصر وشرف وكرم.

هى مشكاة نور الله جل جلاله
 
 زيتونه عمّ الورى بركاتها.
 

براى تأييد بعضى از وجوه فوق، روايت مفصل وزيبايى را مرحوم كلينى نقل مى كند؛ كه به اختصار ذكر مى كنيم:

مرد نصرانى طالب حقيقت، خدمت امام موسى بن جعفر (عليه السلام) رسيد ومطالبى را سؤال نمود. يكى از آن مطالب اين بود كه: اخبرنى عن كتاب الذى انزل على محمد (صلى الله عليه وآله وسلّم) ونطق به، ثم وصفه بما وصفه به. فقال: (حم، والكتاب المبين، انا انزلناه فى ليله مباركه انا كنا منذرين، فيها يفرق كل امر حكيم)(26) ما تفسيرها فى الباطن؟

فقال: اما (حم) فهو محمد، صلى الله عليه وآله وسلّم، وهو فى كتاب هود الذى انزل عليه، وهو منقوص الحروف؛ واما (الكتاب المبين) فهو امير المؤمنين على (عليه السلام)؛ واما (الليله) ففاطمة (عليها السلام) (فيها يفرق كل امر حكيم) يقول يخرج منها خير كثير فرجل حكيم فرجل حكيم فرجل حكيم....

به حضرت عرض كرد: به من خبر بده از كتابى كه بر محمد (صلى الله عليه وآله وسلّم) فرود آمده وبه آن گويا گشته وآن را به صفاتى موصوف نمود ودر حقش گفته است (حم؛ سوگند به كتاب روشن وآشكار؛ به درستى كه ما آن را در شب مباركى فرود فرستاديم، به درستى كه ما بيم دهنده ايم؛ در آن شب جدا شود هر امر محكمى) تفسير آن در باطن وحقيقت چيست؟

حضرت فرمودند: اما (حم) همان محمد (صلى الله عليه وآله وسلّم) است كه در كتاب هود پيامبر با حروف ناقصه آمده است (ميم اول ودال آخرش حذف شده)؛ واما (كتاب مبين) همان امير المؤمنين على (عليه السلام) است؛ واما مقصود از(ليله) وشب همانا فاطمة (عليها السلام) مى باشد؛ واما اينكه فرموده (در آن جدا مى شود هر امر محكمى) يعنى بر آيد از فاطمة (عليها السلام) خير بسيار وفراوان، مردى حكيم، سپس مردى حكيم، سپس مردى حكيم

تعداد بازدید از این مطلب: 27
|
امتیاز مطلب : 5
|
تعداد امتیازدهندگان : 5
|
مجموع امتیاز : 5


نویسنده : حسین شیره جونی
تاریخ : جمعه 15 فروردين 1393
نظرات

مهدى در بيان حضرت زهرا

محمود بن وليد مى گويد: وقتى پيامبر (صلى الله عليه وآله وسلّم) از دنيا رفتند، كانت فاطمة (عليها السلام) تأتى قبور الشهداء وتأتى قبر حمزه وتبكي... قلت: يا سيده النسوان! قد والله قطعت نياط قلبى من بكائك. فقالت: يا ابا عمرو! لحقٌ لى البكاء؛ فلقد اُصبتُ بخير الاباء رسول ا لله واشوقاه الى رسول الله!... قلت: هل نص رسول الله قبل وفاته على على بالامامه؟ قالت: وا عجبا! انسيتم يوم غديرخم. قلت: قد كان ذلك؛ لكن اخبرينى بما اشير إليك. قالت: اشهد الله تعالى لقد سمعته يقول على خير من اُخلّفه فيكم وهو الامام والخليفه بعدى وسبطاى وتسعة من صلب الحسين ائمه ابرار؛ لئن اتبعتموهم وجدتموهم هادين مهدييّن؛ ولئن خالفتموهم ليكون الاختلاف فيكم الى يوم القيامة. قلت: يا سيدتي! فما باله قعد عن حقه. قالت: يا با عمرو! لقد قال (صلى الله عليه وآله وسلّم): مثل الامام مثل الكعبه؛ اذ تؤتى ولاتاتي. ثم قالت. اما والله لو تركوا الحق على اهله واتّبعوا عتره نبيه لما اختلف فى الله اثنان ولورثها سلف عن سلف وخلف بعد خلف، حتى يقوم قائمنا التاسع من ولد الحسين....

راوى مى گويد: بعد از وفات پيامبرحضرت فاطمة هميشه به زيارت قبور شهداى احد ميآمد وكنار قبر حمزه گريه مى كرد. روزى به او گفتم: اى سرور زنان! به خدا سوگند گريه شما رگهاى قلب مرا پاره كرد.

حضرت زهرا جواب فرمودند: اى ابو عمرو! سزاوار است كه من گريه كنم؛ چرا كه به مصيبت بهترين پدران مبتلا شده ام. آه، چقدر مشتاق رسول خدايم!...

عرض كردم: آيا پيامبر قبل از وفاتش تصريحى به امامت حضرت على (عليه السلام) كردند؟

فرمودند: چقدر عجيب است! آيا روز غديرخم را فراموش كرده ايد؟!

عرض كردم: بله، روز غدير بود؛ اما منتظر چيزى هستم كه پيامبر (صلى الله عليه وآله وسلّم) به شما فرموده باشد. حضرت زهرا (عليها السلام) با چند تأكيد فرمودند: خدا را شاهد مى گيرم كه از او (صلى الله عليه وآله وسلّم) شنيدم، كه مى فرمود: على (عليه السلام) بهترين كسى است كه در بين شما به عنوان جانشين خود مى گذارم؛ او امام وخليفه بعد از من است ودو نوه ى من ونه نفر از فرزندان حسين (عليه السلام) پيشوايان نيكويى هستند، كه اگر از آنها پيروى كنيد، مى يابيد كه آنها هدايت كننده هدايت شده اند؛ واگر با آنها مخالفت كنيد، تا روز قيامت در بين شما اختلاف خواهد بود.

عرض كردم: اى سرور من! پس چرا على (عليه السلام) از حق خود كناره گيرى كرد؟ فرمودند: اى ابا عمرو! پيامبر (صلى الله عليه وآله وسلّم) فرمودند: مَثَل امام، مثل كعبه است؛ كه بايد به سوى او آيند واو به سوى مردم نمى رود. سپس حضرت زهرا (عليها السلام) فرمودند: به خدا قسم اگر حق را به اهلش واگذار مى كردند واز خاندان پيامبر تبعيت مى كردند، هيچ دو نفرى هم با يكديگر اختلاف نمى كردند وامر خلافت به تك تك جانشينان پيامبر (صلى الله عليه وآله وسلّم) مى رسيد؛ تا قائم ما، نهمين فرزند از حسين (عليه السلام)، قيام مى نمود.

منبع:کتاب حضرت فاطمه (ع) و حضرت مهدی (ع)

تعداد بازدید از این مطلب: 36
موضوعات مرتبط: فاطمیه , مهدویت ,
|
امتیاز مطلب : 5
|
تعداد امتیازدهندگان : 5
|
مجموع امتیاز : 5


نویسنده : حسین شیره جونی
تاریخ : دوشنبه 11 فروردين 1393
نظرات

فاطمة الگوى مهدي

حضرت مهدى (عليه السلام) فرمود:... فى ابنه رسول اللّه (صلى الله عليه وآله وسلّم) لى اسوة حسنة....(15)

الگو سازى وشناساندن الگوى مناسب از جمله روشهاى اسلام براى ارائه برنامه زندگى وارشاد به كمالات ومقامات معنوى است، خداوند در قرآن در دو مورد الگو معرفى مى كند: يكى در سوره احزاب، آيه 21 (لقد كان لكم فى رسول اللّه اسوه حسنه) وديگرى در سوره ممتحنه، آيه تا 6 (قد كانت لكم اسوهٌ حسنه فى ابراهيم والذين معه... لقد كان فيهم اسوهٌ حسنهٌ..).. در آيات بالا حضرت ابراهيم ورسول اكرم وكسانى كه با ايشان هستند به عنوان الگو شناسانده شده اند.

پس الگو منحصر به شخص پيامبر وابراهيم (عليهما السلام) نيست؛ بلكه هر كس - به تمام معنا - در راه اينان باشد مى تواند الگو واقع شود.

پس اينكه امام زمان (عليه السلام) حضرت زهرا (عليها السلام) را الگوى خود قرار مى دهد؛(16)  از آن روست كه حضرت زهرا (عليها السلام) جزو (والذين مَعَه)(17)

است، واوكسى است كه از هر جهت حتى در راه رفتن وسخن گفتن ودر سيرت وصورت شبيه پيامبر (صلى الله عليه وآله وسلّم) است. دليل اين مطلب روايات متعددى است كه عامه وخاصه نقل كرده اند؛ كه در ذيل به عنوان نمونه، دو روايت ذكر مى شود:

الف: عن عايشه: ما رايت احداً اشبه سمتا ودلاّ وهديا وحديثا برسول الله (صلى الله عليه وآله وسلّم) فى قيامه وقعوده من فاطمة (عليها السلام).(18)

شبيه تر از فاطمة به پيامبر (صلى الله عليه وآله وسلّم) در راه رفتن، آرامش، وقار، سيرت، سخن گفتن، ايستادن ونشستن نديدم.

ب: رواياتى كه پيامبر (صلى الله عليه وآله وسلّم)؛ به حضرت زهرا (عليها السلام) فرمود؛ از جمله: ان الله يغضب لغضبك ويرضى لرضاك؛ من آذاها فقد آذانى ويريبنى مارابها ويؤذينى ما آذاها.(19)

او آئينه تمام نماى پيامبر (صلى الله عليه وآله وسلّم) است ودرجه ى ايمان او به نهايت كمال رسيده است.

پيامبر (صلى الله عليه وآله وسلّم) به سلمان فرمودند:

يا سلمان ! ابنتى فاطمة ملا الله قلبها وجوارحها ايماناً الى م شاشها، تفرغت لطاعة الله.(20)

اى سلمان ! خداوند قلب واعضاى فاطمه، تا سر نرمى استخوانهاى او، را پر از ايمان نموده؛ كه براى عبادت خداوند خود را از همه چيز فارغ مى سازد.

تعداد بازدید از این مطلب: 35
موضوعات مرتبط: فاطمیه , مهدویت ,
|
امتیاز مطلب : 5
|
تعداد امتیازدهندگان : 5
|
مجموع امتیاز : 5


نویسنده : حسین شیره جونی
تاریخ : یکشنبه 10 فروردين 1393
نظرات



مولاى ما امام زمان عليه السلام در يک سخن گُهربار، دوستان ومنتظران خويش را به اين امر دعوت نموده ودر واقع از آنان خواستار دعا گرديده است، آن حضرت در سخنى زيبا ومختصر مى فرمايند:

أَکْثِروا الدُعاء بِتَعْجيلِ الفَرَج، فَإنَّ ذلِکَ فَرَجکُمْ؛.(3)

براى تعجيل در فرج وظهور من بسيار دعا کنيد همانا اين کار براى خودتان گشايش خواهد بود.

اگر عاشق دلسوخته او، وشمع پروانه وجود او، پا از اين عالم مادّى وخاکى فراتر نهد، وچشم از آب وگِل اين جهان بر هم گذارد متوجّه اسرار اين کلام خواهد شد.

اين سخن، کلام وسخن مولايى است مهربان، که مهر بى کران ودرياى رأفت او، از سرچشمه رحمانيّت ورحيميّت پروردگارش نشأت گرفته.

او که از تحيّر وتزلزل بشريّت عموماً، ومظلوميّت شيعيان ومنتظرانش خصوصاً در غم واندوه بسر مى برد، ومنتظر فرج الهى است؛ با اين دل رنجور وغمگين، همگان را به دعا براى تعجيل در فرج وظهور خويش دعوت مى نمايد.

نکته ديگرى که در اين فرمان نهفته؛ کثرت وزيادى دعاست، واين امر ممکن نيست، مگر با تکرار وادامه آن.

يعنى کسى که بالاترين درجات انتظار را داراست، هرگز از چشم انتظارى خسته وملول نمى شود، هرگز آثار نااُميدى در دل او راه نمى يابد، چون او منتظر محبوب است، وهر لحظه که به ياد محبوب خود مى افتد آتش عشق وعلاقه وى، در دل او شعله مى کشد.

بنابراين، منتظر ظهور حضرت مهدى عليه السلام از دعا دست برنمى دارد، او به يک دعا اکتفا نمى کند، بلکه در همه لحظات زندگى خويش با ياد مولايش زندگى مى کند، وبراى ظهور او دعا مى کند. وهرگز از دعا خسته نمى شود.

بديهى است که خداى مهربان آثار دعايش را در مواقعى به او نشان مى دهد، وبدين وسيله بيشتر در هجران مولايش مى سوزد، ودعا مى نمايد.

از طرفى، مولاى او نيز آثار استجابت دعايش را گاه گاهى به او نشان مى دهد. اينجاست که منتظران، هرگز دست از دعا برنمى دارند، وهمواره براى ظهور مولايشان دعا مى کنند.(4)

اکنون که خداى متعال توفيق داد ودر زندگى خود با مقدّس ترين امر يعنى دعا براى ظهور امام زمان عليه السلام آشنا شديم، بياييم کوتاهى خود را با دعاى بيشتر جبران نموده ورضايت خدا وامام زمانمان را بدست آوريم.

تعداد بازدید از این مطلب: 42
|
امتیاز مطلب : 5
|
تعداد امتیازدهندگان : 5
|
مجموع امتیاز : 5


نویسنده : حسین شیره جونی
تاریخ : شنبه 09 فروردين 1393
نظرات

 

برخيز دعا کن که دعا را اثرى هست

اين قدر مگو ناله زتأثير فتاده

زن حلقه به دربار فلک رفعت مهدى

يک نامه برى آمده از کشور خضراء

نوميد مباشيد زدرگاه الهى
 
 تأثير به آه دل خونين جگرى هست

آخر به خدا يک نفس با اثرى هست

چون پادشهان را به گدايان نظرى هست

گويد خبر تازه يک نو سفرى هست

تأثير در اذکار ودعاى سحرى هست


------------------------------------------------------

منبع:کتاب رمز ظهور

نویسنده:محمد حسین رفیعیان

تعداد بازدید از این مطلب: 25
|
امتیاز مطلب : 5
|
تعداد امتیازدهندگان : 5
|
مجموع امتیاز : 5


نویسنده : حسین شیره جونی
تاریخ : شنبه 09 فروردين 1393
نظرات

دعا براى امام زمان

... تو هستى مايى، بى تو جهانِ هستى معنى ندارد.

تو معناى جمال وکمال الهى هستى، همه غمهاى جهان با يک لبخند دلنشين تو تبديل به شادى مى گردد.

آن روز است که جهانيان با لبخند تو، لبخند خواهند زد..

کجايي؟

خدايا! آيا در زير اين آسمان کبود ودر اين کره خاکى کسى مظلومتر از امام زمان عليه السلام پيدا مى شود؟

کسى که به خاطر او جهان هستى را آفريدى اينک با ترس وانتظار قدم در ميان هستى مى گذارد.

کسى که همه اجدادش را در اين کره خاکى به شهادت رساندند ودلش را با غم واندوه پرنمودند.

آرى! او مظلوم ترين فرد عالم است، وبراى مظلومى ورهايى او بايد دعا کرد.

اگر عزيزى از ما مظلوم شده وگرفتار شود چه مى کنيم؟ ما براى رهايى او چگونه دعا مى نماييم؟

مگر نه اين است که با حالت اضطرار دعا مى کنيم؟

مگر نه اين است که براى رهايى او به اين وآن سفارش دعا مى کنيم؟

مگر نه اين است که به همه اسباب ووسايل متوسّل مى شويم وتا او را رها نکنيم دست از دعا برنمى داريم؟

آيا چه کسى از امام زمان عليه السلام براى ما عزيزتر است؟

آيا او عزيزترين فرد ومحبوبترين شخص در نزد ما نيست؟

پس چرا براى آن حضرت چنين دعا نمى کنيم؟

چرا تعلّل مى ورزيم واين دست وآن دست مى نماييم؟

بياييم براى مظلوم ترين فرد جهان دعا کنيم.

بياييم با دعا براى او که دستان او را دوران غيبت - همچون اوّل مظلوم عالم جدّ بزرگوارش على عليه السلام که دستانش را بستند - بسته؛ باز نماييم واو را براى رهايى بشريّت از هر نوع ظلم وستم ورسيدن به هر نوع کمال وسعادت، يارى نماييم!

اگر بدانيم تا حال چه قدر از آن حضرت در غفلت بوديم، ديگر در دعاى براى آن حضرت تعلل نمى ورزيم.

آرى! او خود مظلوميّت خود را اعلان مى نمايد وبه دوستانش مى فهماند تا دعايش نمايند.

يکى از عاشقان جمال دلربايش گويد:

به حرم باصفاى سيّد الشهداء عليه السلام - کسى که مولايمان منتقم خون اوست - مشرّف شده ومشغول زيارت بودم.

بالاى سر حرم مطهر، دعاى زائر مستجاب است، قدم به آن مکان مقدّس گذاشتم تا از خداوند بخواهم که مرا به محضر مبارک مولايم حضرت مهدى عليه السلام مشرّف گرداند وديدگانم را به جمال بى مثالش روشن نمايد.

در آن مکان ملکوتى مشغول زيارت بودم که ناگاه خورشيد جهان تاب جمالش ظاهر شد، من در آن لحظه حضرتش را نشناخته ولى بى اختيار دلم به سوى او رفت، وشديداً مجذوب آن بزرگوار شدم، سلام وعرض ادب کردم، آنگاه پرسيدم: آقا! شما کيستيد؟

در پاسخ فرمودند: من مظلوم ترين فرد عالم هستم.

باز متوجّه نشدم وبا خود گفتم: شايد يکى از علماى بزرگ نجف است که به جهت عدم گرايش مردم به او، خود را مظلوم ترين فرد عالم مى داند، ولى چنين نبود، تا چنين فکرى از ذهنم خطور کرد، متوجّه شدم ديگر آن بزرگوار در کنارم نيست.

اينجا بود که با دعايى که در آن مکان مقدّس کرده بودم وبا شناخت قلبى که از ايشان داشتم فهميدم که او مولاى من بود، چراکه مظلوم ترين فرد عالم کسى جز امام زمان عليه السلام نيست ونعمت حضورش را به اين زودى از دست دادم.

آيا جز اين است که آن حضرت به عاشقان خود درس مى آموزند که به ياد او باشند، به فکر مظلوميّت آن حضرت بوده وبرايش دعا کنند؟!

 
 

تعداد بازدید از این مطلب: 35
|
امتیاز مطلب : 5
|
تعداد امتیازدهندگان : 5
|
مجموع امتیاز : 5


نویسنده : حسین شیره جونی
تاریخ : جمعه 08 فروردين 1393
نظرات


... در حلقه اهل دل، شنواى سخنان برخاسته از دل آنان بودم، آنانى که عمرى در انتظار ظهور نور به سر برده وهمواره به اندازه معرفت وشناخت خود از قطب دايره امکان، امام زمان عليه السلام به فکر وياد او هستند.

آنان به حال انسانهايى که توفيق الهى شامل حالشان شده بود ودر زمانهاى خود در خدمت وحضور امام زمانشان بودند، غبطه مى خوردند، مى گفتند:

کاش! روزى چشمان ما هم به جمال دلرباى مولايمان منوّر مى شد.

کاش! روزى مى توانستيم در خدمت مولايمان باشيم و...

ما که مبتلا به غيبت مولايمان هستيم چه کنيم؟

کدامين عمل، بهترين عملى است که مى تواند گِره هاى بهم خورده دوران تاريک وظلمانى غيبت را باز کرده وجهان را با نور آخرين حجّت الهى روشن نمايد؟

وکدامين رمز است که معمّاى دوران غيبت را حل مى کند؟

آرى! در آن محفل اُنس، دل منوّر به رمزى شد، که هرگاه بشريّت بتواند دل خود را - ولو به کمترين درجه آن - متوجّه آن وجود نازنين نمايد ودر مرحله اوّل با توجّه به او، دل از وسايل واسباب مادى برکَنَد وآن هم با زبان هماهنگ شده ودر حدّ توان لب به دعا براى فرج وظهور مبارک آن حضرت بگشايد؛ مقدّمات ظهور نور به وقوع خواهد پيوست؛

اينجاست که خداى متعال چنين دعاى مهم را مستجاب ونورش را ظاهر مى گرداند.

به همين جهت، براى اثبات اين امر مهم به تکاپو افتادم، وبه آثار جاودان هدايتگران بشريّت، امامان معصوم عليهم السلام نگريستم.

آثارى که توسّط عاشقان ومحبّان خاندان عصمت وطهارت عليهم السلام به رشته تحرير درآمده ودر جاى جاى آنها دستورات مهمّى را براى رسيدن به آن آب حيات به پيروان خود وعموم بشريّت فرموده اند.

پس از جستجوى زياد به نتيجه مطلوب رسيدم که وجه اشتراک اين آثار گرانبها موضوع دعا است، که اينک به اهميّت حياتى آن در زندگى دوران غيبت اشاره مى نماييم.

تعداد بازدید از این مطلب: 33
|
امتیاز مطلب : 5
|
تعداد امتیازدهندگان : 5
|
مجموع امتیاز : 5



عضو شوید


نام کاربری :
رمز عبور :

فراموشی رمز عبور؟

عضویت سریع

نام کاربری :
رمز عبور :
تکرار رمز :
ایمیل :
نام اصلی :
کد امنیتی : * کد امنیتیبارگزاری مجدد
براي اطلاع از آپيدت شدن وبلاگ در خبرنامه وبلاگ عضو شويد تا جديدترين مطالب به ايميل شما ارسال شود

دعای فرج

ابزار هدایت به بالای صفحه