close
تبلیغات در اینترنت

ابزار منو ثابت

دعا برای امام زمان (عج)
تبلیغات
[-Text2-]
نویسنده : حسین شیره جونی
تاریخ : شنبه 09 فروردين 1393
نظرات

دعا براى امام زمان

... تو هستى مايى، بى تو جهانِ هستى معنى ندارد.

تو معناى جمال وکمال الهى هستى، همه غمهاى جهان با يک لبخند دلنشين تو تبديل به شادى مى گردد.

آن روز است که جهانيان با لبخند تو، لبخند خواهند زد..

کجايي؟

خدايا! آيا در زير اين آسمان کبود ودر اين کره خاکى کسى مظلومتر از امام زمان عليه السلام پيدا مى شود؟

کسى که به خاطر او جهان هستى را آفريدى اينک با ترس وانتظار قدم در ميان هستى مى گذارد.

کسى که همه اجدادش را در اين کره خاکى به شهادت رساندند ودلش را با غم واندوه پرنمودند.

آرى! او مظلوم ترين فرد عالم است، وبراى مظلومى ورهايى او بايد دعا کرد.

اگر عزيزى از ما مظلوم شده وگرفتار شود چه مى کنيم؟ ما براى رهايى او چگونه دعا مى نماييم؟

مگر نه اين است که با حالت اضطرار دعا مى کنيم؟

مگر نه اين است که براى رهايى او به اين وآن سفارش دعا مى کنيم؟

مگر نه اين است که به همه اسباب ووسايل متوسّل مى شويم وتا او را رها نکنيم دست از دعا برنمى داريم؟

آيا چه کسى از امام زمان عليه السلام براى ما عزيزتر است؟

آيا او عزيزترين فرد ومحبوبترين شخص در نزد ما نيست؟

پس چرا براى آن حضرت چنين دعا نمى کنيم؟

چرا تعلّل مى ورزيم واين دست وآن دست مى نماييم؟

بياييم براى مظلوم ترين فرد جهان دعا کنيم.

بياييم با دعا براى او که دستان او را دوران غيبت - همچون اوّل مظلوم عالم جدّ بزرگوارش على عليه السلام که دستانش را بستند - بسته؛ باز نماييم واو را براى رهايى بشريّت از هر نوع ظلم وستم ورسيدن به هر نوع کمال وسعادت، يارى نماييم!

اگر بدانيم تا حال چه قدر از آن حضرت در غفلت بوديم، ديگر در دعاى براى آن حضرت تعلل نمى ورزيم.

آرى! او خود مظلوميّت خود را اعلان مى نمايد وبه دوستانش مى فهماند تا دعايش نمايند.

يکى از عاشقان جمال دلربايش گويد:

به حرم باصفاى سيّد الشهداء عليه السلام - کسى که مولايمان منتقم خون اوست - مشرّف شده ومشغول زيارت بودم.

بالاى سر حرم مطهر، دعاى زائر مستجاب است، قدم به آن مکان مقدّس گذاشتم تا از خداوند بخواهم که مرا به محضر مبارک مولايم حضرت مهدى عليه السلام مشرّف گرداند وديدگانم را به جمال بى مثالش روشن نمايد.

در آن مکان ملکوتى مشغول زيارت بودم که ناگاه خورشيد جهان تاب جمالش ظاهر شد، من در آن لحظه حضرتش را نشناخته ولى بى اختيار دلم به سوى او رفت، وشديداً مجذوب آن بزرگوار شدم، سلام وعرض ادب کردم، آنگاه پرسيدم: آقا! شما کيستيد؟

در پاسخ فرمودند: من مظلوم ترين فرد عالم هستم.

باز متوجّه نشدم وبا خود گفتم: شايد يکى از علماى بزرگ نجف است که به جهت عدم گرايش مردم به او، خود را مظلوم ترين فرد عالم مى داند، ولى چنين نبود، تا چنين فکرى از ذهنم خطور کرد، متوجّه شدم ديگر آن بزرگوار در کنارم نيست.

اينجا بود که با دعايى که در آن مکان مقدّس کرده بودم وبا شناخت قلبى که از ايشان داشتم فهميدم که او مولاى من بود، چراکه مظلوم ترين فرد عالم کسى جز امام زمان عليه السلام نيست ونعمت حضورش را به اين زودى از دست دادم.

آيا جز اين است که آن حضرت به عاشقان خود درس مى آموزند که به ياد او باشند، به فکر مظلوميّت آن حضرت بوده وبرايش دعا کنند؟!

 
 

تعداد بازدید از این مطلب: 36
|
امتیاز مطلب : 5
|
تعداد امتیازدهندگان : 5
|
مجموع امتیاز : 5


می توانید دیدگاه خود را بنویسید

نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتیرفرش کد امنیتی


عضو شوید


نام کاربری :
رمز عبور :

فراموشی رمز عبور؟

عضویت سریع

نام کاربری :
رمز عبور :
تکرار رمز :
ایمیل :
نام اصلی :
کد امنیتی : * کد امنیتیبارگزاری مجدد
براي اطلاع از آپيدت شدن وبلاگ در خبرنامه وبلاگ عضو شويد تا جديدترين مطالب به ايميل شما ارسال شود

دعای فرج

ابزار هدایت به بالای صفحه