close
تبلیغات در اینترنت

ابزار منو ثابت

حضرت زهرا وحضرت مهدى هر دو فرياد رس هستند
تبلیغات
[-Text2-]
نویسنده : حسین شیره جونی
تاریخ : دوشنبه 15 ارديبهشت 1393
نظرات

پسرم براى متاع دنيا؛ بلكه از براى آخرت متوسل شو واما اخى ابوالحسن (عليه السلام)، فانه ينقم لك ممن ظلمك... واما على بن الحسين، فللنجاه من السلاطين ومن معره (مفسده) الشياطين واما محمد بن على وجعفر بن محمد، فللاخره واما موسى بن جعفر (عليه السلام)، فالتمس به العافية واما على بن موسى، فللنجاه من الاسفار فى البر والبحر واما محمد بن على، فاستنزل به الرزق من الله تعالى واما على بن محمد، فلقضاء النوافل وبرالاخوان واما الحسن بن على، فللاخره واما الحجه، فاذا بلغ منك السيف المذبح (واَومَأ بيده الى الحلق) فاستغث به، فانه يغيثك وهو غياث وكهف لمن استغاث به.

برادرم حضرت على (عليه السلام)، از ظلم كننده به تو انتقام مى كشد وامام سجاد (عليه السلام)، براى نجات از سلاطين واز شرور شياطين وامام باقر وامام صادق (عليهما السلام)، براى آخرت وامام كاظم (عليه السلام)، براى طلب عافيت وامام رضا (عليه السلام)، براى نجات در سفرهاى زمينى ودريايى وامام جواد (عليه السلام)، براى نزول رزق از خدا وامام هادى (عليه السلام)، براى قضاى نوافل ونيكى اخوان وامام عسكرى (عليه السلام)، براى آخرت وحضرت مهدى (عجل الله فرجه) اگر شمشير به محل ذبح تو (پيامبر (صلى اللّهُ عليه وآله وسلّم) با دست خود به گلو اشاره فرمود) رسيد، پناه ببر به او؛ به درستى كه او به فرياد تو مى رسد؛ چرا كه او فرياد رس است وپناه است براى كسى كه به او استغاثه كند.

فقل: يا مولاى يا صاحب الزمان! انا مستغيث بك.

پس بگو: اى سرورم ! اى صاحب زمان! من به تو پناه آورده ام واز تو طلب فريادرسى مى كنم.

فقلت: يا مولاى يا صاحب الزمان! انا مستغيث بك؛ فاذا انا بشخص قد نزل من السماء تحته فرس وبيده حربه من نور. فقلت: يا مولاي! اكفنى شر من يؤ ذيني. فقال: قد كفيتك فاننى سالت الله عز وجل فيك وقد استجاب دعوتي.

پس من گفتم: يا مولاى يا صاحب الزمان! به فريادم برس. ناگهان ديدم شخص اسب سوارى از آسمان فرود آمد؛ در حالى كه سلاحى از نور در دست داشت. عرض كردم: اى مولاى من! شر كسى كه مرا اذيت مى كند، دفع كن. فرمود: شر او را از تو بر طرف كردم؛ كار تو را انجام دادم؛ من درباره تو از خدا خواستم وخداوند دعاى مرا اجابت كرد.

فاصبحت؛ فاستدعانى ابن الىاس وحل قيدى خلع على وقال: بمن استغثت؟ فقلت: استغثت بمن هو غياث المستغيثين.

صبح كه طلوع كرد، ابن الياس مرا خواست وخودش زنجير را باز كرد ومرا آزاد كرد وسؤال كرد: به چه كسى پناه بردى واز چه كسى كمك گرفتى؟ گفتم: به كسى كه فرياد رس طالبان فرياد رسى هستند.

در دعاى فرج مى گوييم: اللهم عظم البلاء وبرح الخفاء... يا مولاى يا صاحب الزمان الغوث الغوث الغوث.

اى مولا وآقاى من! اى صاحب زمان! به فرياد رس، به فرياد رس، به فرياد رس.

و در عريضه به خدمت حضرت بقية الله (عليه السلام) مى نويسيم: كنت يا مولاى صلوات الله عليك مستغيثا... فاغثنى يا مولاى صلوات الله عليك.

توجه: پيامبر (صلى اللّه عليه وآله وسلّم) فرمود: وهو غياث وكهف لمن استغاث به او فرياد رس وپناه هر كسى است كه به او پناه ببرد وفرياد رسى بخواهد. نفرمود فقط غياث شيعيان ومحبين است؛ بلكه غياث هر كس است. چه بسيار كسانى كه شيعه نبودند، اما وقتى به حضرتش استغاثه كردند، حضرت به فرياد آنها رسيد. در اين مورد قضاياى بسيارى نقل شده كه يكى از آنها را ذكر مى كنيم:

عالم فاضل ربانى ميرزا حسين نورى نقل مى كند كه دانشمند بزگوار شيخ على رشتى، از شاگردان استاد اعظم ميرزاى شيرازى مى گويد: در يكى از سفرها، كه از زيارت امام حسين (عليه السلام) به سوى نجف اشرف از راه فرات باز مى گشتم، در كشتى كوچكى كه بين كربلا وطويرج بود، سوار شدم. مسافران كه اهل حله بودند به بازيگرى ومزاح مشغول شدند؛ جز يك نفر كه هر چند با آنها هم غذا وهمسفر بود وبر مذهب او خرده مى گرفتند واو را سرزنش مى كردند، با كمال متانت نشسته بود وهيچ شوخى نمى كرد. از اين وضع در تعجب بودم؛ تا اينكه به جايى رسيديم كه آب كم بود وبه ناچار پياده شديم. در كنار نهر كه مى رفتيم، از او پرسيدم: چرا از آنها كناره گيرى مى كنى وآنها بر مذهب تو خرده مى گيرند؟ گفت: اينها از عامه وخويشاوند من هستند؛ پدرم نيز از ايشان است؛ ولى مادرم از اهل ايمان است. من نيز مذهب آنها را داشتم ولى به بركت حضرت مهدى (عجل الله فرجه) شيعه شدم.

از چگونگى شيعه شدن او سؤال كردم؟ جواب داد: اسم من ياقوت وشغل من روغن فروشى است. در يكى از سالها براى خريدن روغن از شهر حله بيرون رفتم، تا از صحرا نشينان روغن بخرم. تا آن مقدار كه مى خواستم خريدم وبه اتفاق عده اى از اهالى حلّه بازگشتم ودر يكى از منزلگاهها فرود آمديم وخوابيدم. وقتى بيدار شدم، ديدم همه رفته اند ومن در صحراى بى آب وعلفى كه درندگان زيادى هم داشت، تنها مانده ام. به راه افتادم؛ ولى راه را گم كردم ومتحير ماندم؛ از طرف ديگر از تشنگى ودرندگان ترسان شدم. در آن حال به خلفا ومشايخ استغاثه كردم واز آنها كمك وشفاعت خواستم، تا خداوند برايم فرج كند؛ ولى نتيجه اى نداد.

با خود گفتم: از مادرم شنيده ام كه مى گفت: ما امام زنده اى داريم كه كنيه اش ابا صالح است؛ يرشد الضّالَّ ويغيث الملهوف ويعين الضعيف. به فرياد گم شدگان مى رسد ودرماندگان وضعيفان را كمك ويارى مى كند. با خداوند پيمان بستم، كه به او استغاثه مى كنم؛ اگر نجاتم داد، به مذهب مادرم در مى آيم. پس او را صدا كردم وبه او پناه بردم. ناگهان در كنار خود كسى را ديدم كه عمامه سبزى بر سرداشت وهمراه من را ه مى رفت. به من دستور داد كه به مذهب مادرم در آيم وكلماتى فرمود؛ وبه من فرمود به زودى به آباديى مى رسى كه آنجا همه شيعه هستند. گفتم: اى آقاى من! شما با من به آن آبادى نمى آييد؟ فرمودند: نه، لا نه استغاث بى الف نفس فى اطراف البلا د اريد ان اُغيثهم. چون هزار نفر در اطراف بلا د به من پناهنده شده اند؛ مى خواهم آنان را خلا ص كنم. يكباره از نظرم غايب شد. كمى راه رفتم وبه آبادى رسيدم؛ در صورتى كه مسافت زيادى تا آنجا بود، كه همسفرهايم روز بعد به آنجا رسيدند. از آنجا به حله برگشتم وبه نزد سيد الفقها سيد مهدى قزوينى رفتم وجريان را به او گفتم. او احكام ومسائل دينى را به من آموخت. از او سؤال كردم: چه عملى انجام دهم كه بار ديگر خدمت آن حضرت برسم؟

گفت: چهل شب جمعه به زيارت امام حسين (عليه السلام) برو. من هم شبهاى جمعه به زيارت قبر آن حضرت مى رفتم. در شب جمعه سى ونهم، وقتى به دروازه شهر كربلا رسيدم، مأمورين ظالم از مردم گذرنامه مى خواستند وخيلى سخت مى گرفتند. من هم كه نه گذرنامه داشتم ونه قيمت آن را، چندبار خواستم به طور قاچاق از ميان جمعيت وارد شوم؛ ولى نشد. در همين اثنا حضرت صاحب الا مر (عجل الله فرجه) را ديدم كه داخل شهر است. به او استغاثه كردم وكمك خواستم. بيرون آمد ومرا همراه خود از دروازه داخل شهر كرد وكسى مرا نديد. وقتى وارد شهر شديم، يكباره او را ديگر نديدم وبا حسرت وتأسف بر فراقش ماندم.

تعداد بازدید از این مطلب: 83
موضوعات مرتبط: فاطمیه , مهدویت ,
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


مطالب مرتبط با این پست
می توانید دیدگاه خود را بنویسید

سامانه پیامک در تاریخ : 1393/4/20 - - گفته است :
با سلام خدمت شما مدیر محترم

برای داشتن یک سامانه حرفه ای و رایگان همین حالا اقدام نمائید. سامانه sms5002.ir به شما یک پنل پیامک کاملا اختصاصی رایگان می دهد با این سامانه پنل ارتباطی جدیدی بین سایت و کاربران خود آغاز کنید. برای فعال سازی همین حالا اقدام نمائید.

جهت ثبت نام به آدرس زیر مراجعه نمائید

sms5002.ir/register.php



نظرات برای این پست غیر فعال میباشد .



عضو شوید


نام کاربری :
رمز عبور :

فراموشی رمز عبور؟

عضویت سریع

نام کاربری :
رمز عبور :
تکرار رمز :
ایمیل :
نام اصلی :
کد امنیتی : * کد امنیتیبارگزاری مجدد
براي اطلاع از آپيدت شدن وبلاگ در خبرنامه وبلاگ عضو شويد تا جديدترين مطالب به ايميل شما ارسال شود

دعای فرج

ابزار هدایت به بالای صفحه